تبليغاتX
...غـــیاب بـــــزرگ چــــنین بــــود - ستاره گفت:
ستاره گفت:
 

"برای خودت دشمن تراشیدی رفیق"

ستاره  جان!  

دشمنانم را می چلانم

تا از آبچکشان

جیغی برخیزد

که گوش شریک دزد و رفیق قافله را بترکاند...!

هر چند که خونشان خون رگان عزیزانم باشد

می چلانمشان

تا نفرین های پیرزنانه شان لالایی زجرآور شب های کور همخوابه هاشان باشد...

 ------------------------------------------------------------------------------------------

پ ن ۱: ستاره جان دستش را شکستی و دُمش را کندی.... دمت گرم و سرت خوش!!!

پ ن ۲: به همه آنهایی که وجودشان نوشتن با نام واقعی شان را بر نمی تابد و از خود و حقیقت انکار ناپذیر هستی شان فرار می کنند  و دورنگی که نه هزار رنگی در وجودشان غلیان کرده است و خود و نزدیکانشان را به القاب مقدس آب و چشمه و ساحل و کوه و تابستان و درخت و گل و سبزه و غیره و غیره متبرک می کنند اعلام می کنم که : (( لطفا " طبیعت را بگذارید بکر بماند و افاضات فیوضتان را به کلبه های نم کشیده و سردتان راهنمایی کنید ! ))

پ ن ۳: انسان باید شهامت داشته باشد که اگر حرفی میزند یا "پیامی می دهد" آن را پاک نکند یا زیر آن نزند . این کار یعنی که : ..... خوردم !

 

 

+نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت5:37توسط ودود |