تبليغاتX
...غـــیاب بـــــزرگ چــــنین بــــود - بی تو ...
بی تو ...

 

خانه بوی خزان می دهد

باور کنی یا نه

آخر جان برادر قایم باشکت کی تمام می شود؟

بهار ها همه با تو بهار بود...

 مامان دلش برای " نیکو" و " نیکا" ترکید .و تمام بغض هایش روی عکس ها چکید

و هر خاطره ای به قیمت یک روز اشک برایش تمام شد

و هر یادی هزار قربانت شوم و برایت بمیرم در پی داشت

 و پدر همچون اقیانوسی از درد بود که تا تمام صبح های جهان گریه هایش تمام نخواهد شد

خودم دیدم

با همین دو چشم

توی چشم هایش نوشته بود:

"پسرم این بار که بیایی قول می دهم با آنکه پیکرت هزار بار از من جوان تر است

باز در آغوشت بکشم و هوایت بیندازم و دوباره بگیرمت

و چند باره بگیرمت

آنقدر بگیرمت که همیشه مال خودم باشی"

 و تو

 انگار از وقتی که نیستی تمام جهان این زن و مرد را با خود برده ای....

 

+نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت12:15توسط ودود |